ديگر اين پنجره بگشاي

جامعه مرده است! زنده باد جامعه*

این روزها،خامه قلم هامان،چونان رفقای دربندمان،در بند تشویش است،چه خلوت حضورشان حوصله از قلم می برد.با این همه اما!همین مهم مارا در پرداخت به پاره ای واقعیات رهنمون می کند.

شکی نیست که چپ در زمانه حاضر!بیش از هر زمان از خلوص مارکسیستی برخوردار است.این واقعیت شاید،خود مهمترین عاملی است که سرکوب چپ را برای خیل دشمنانی که به تعبیر زیبای مارکس«بزگی شان با تعدادشان رابطه معکوس دارد»،ضروری کرده است.در چنین شرایطی درک واقعیات اطراف جنبش چپ و اساسن علم به ماهیت جامعه ای که در آن زیست سیاسی و عینی داریم نیز،برای ما نیروهای چپ و مارکسیست ضرورت می یابد.

یکی از مهمترین و شاید مهمترین دغدغه یک معتقد به آموزهای مارکسیستی در جهت تحقق کمونیسم،پوشیدن جامه ی عمل به این مهم مغفول از چشم فلاسفه بوده است که علی رغم تفسیر جهان به شیوه های گوناگون،«مسئله اما بر سر دگرگون کردن جهان است» (مارکس، تز یازدهم درباره فویر باخ) 

بر این اساس یک مارکسیست، ذاتن انقلابی است. برای یک انقلابی اما درک این اصل لازم است که « بدون تئوری انقلابی، هیچ جنبش انقلابی ممکن نیست» (لنین، چه باید کرد). جنبش انقلابی اساسن عرصه عینی و پراتیک تئوری انقلابی است. چرا که « در پراتیک است که انسان باید حقیقت، یعنی واقعیت و توان اندیشه اش را،اینجاو اکنون اثبات کند»(مارکس،تز دوم درباره فویر باخ)

اما در مارکسیم علیرغم سایر نحله ها و آیین های فکری و انسانی چنین گزاره هایی برخوردار از یک ویژگی ممتاز است که وجه انقلابی سنت مارکسی اتفاقن برخاسته از همین مهم است و آن ویژگی همانا! وحدت تئوری وعملی عینی است.چرا که ...

 

                                                                        ادامه..........


Add a Comment
   
© 2008 Multiply, Inc.    About · Blog · Terms · Privacy · Corp Info · Contact Us · Help